میگویند *لیبرالیزم* دنبال آزادی و *سوسیالیزم* دنبال عدالت است ، در حالیکه اصلا چنین چیزی نیست ، آن چیزی که لیبرالیزم دنبال میکند مفهومی به نام *اباحـی گری* است و سوسیالیزم دنبال *برابری و مساوات* است و لا غیر. اقتصاد و جامعه کاپیتالیستی (بورژوایی) بر سه ضلع استوار است ، ۱- زر مایه داری : انباشت پول از حیث طلا و اسکناس ۲- زور مایه داری ۳- تزویر مایه داری : ماچوهای فرهنگی هالیوود، قهرمانان زیبارو، ابر انسان، با وجدان و منجی بقاء و حیات بشر بودند که به وسیله آنان تصویر افرادی همچون چگوآرای سوسیالیست در اذهان عمومی به حاشیه رانده می شد. بر این اساس کارخانه قهرمان سازی آمریکا سعی کرد تا با ساخت اسطورها همچون راکی و آرنولد ماچوئیسم فرهنگی را پدید آورد اقتصاد و جامعه سوسیالیستی که نشات گرفته از عقائد مارکس وبر بوده ، و تعریف جامعی نداشته و عملا در نفی بازار آزاد و نفی کاپیتالیزم خود را معرفی کرده است مارکس بخشی از عقائد خود را از سوسیالیست های تخیلی امثال سان سیمون گرفت ، بخشی را از استادش هگل گرفت که به دیالکتیک تاریخی معروف است ، بحث ارزش مبادله را از ریکاردو و قسمتی از اندیشه فوئر باخ را در ماتریالیست ، با هم مخلوط کرد و اساس سوسیالیست را بنا نهاد ، او معتقد است که هر جامعه باید ۵ مرحله را طی کند که عبارتند از ۱- جامعه اشتراکی ۲- جامعه برده داری ۳- جامعه فئودالی همان ارباب و رعیتی ۴- جامعه سرمایه داری ۵- تحقق مارکسیسم (کمونیست) لذا مثلث سوسیالیزم بر سه حوزه ی ، جماعت گرایی ، مشارکت گرایی و مساوات گرایی بنا شده ، که *کیبوتص* نمونه و نمودی از جامعه اشتراکی است که در فلسطین اشغالی توسط صهیون ها اجرا و بعد از مدتی لغو گردید ، کیبوتص که موسوم به دهکده اشتراکی بود که در آن مالکیت خصوصی معنا نداشت و متوقف بر کار و برداشت بود ، کار به اندازه توان و برداشت به اندازه نیاز.