باسمه تعالی
اینکه دیگران دوستت داشته باشند و دلشون برات تنگ بشه و آن به آن احوالتو بگیرند خیلی شیرینه و حس خوبی به آدم میده ، و این هم تمام و کمال در سایه بندگی خدا محقق میشه ، قاعدتا طبق این اسلوب از حدود تخطی کنی ، از محبت سلب میشی و از دوست داشته شدن خلع ...
هر وقت دیدی اطرافیانت تو رو طرد کردند ، یه طرفه به قاضی نرو که ای داد من ، چرا اونا عوض شدند ، چرا اونا پست شدن ، چرا زیر سرشون بلند شده ، چرا شلوار شون دو تا شده و از این تخیلات ...
"منظورم به فرد خاصی نیست عمومی گفتم که جامعیت کلامم حفظ بشه و هر کسی بتونه خودشو در مظان قرار بده "
یه ذره هم فک کن شاید من *عبد* نیستم
شاید ایمان درستی ندارم
شاید عمل عبادی " اعمال صالحه " انجام ندادم
شاید تو واجباتم کاهلی کردم
شاید در ترک معاصی بیخیال یا غافل یا حرمت شکن بودم
واسه همین معشوق عاشقان نشدم
عشق خدایی ...
رفاقت هم غیر خدایی باشه که رفاقت نیست ، از هم میپاشه ... الاخلا یومئذ بعضهم لبعض عدو الا المتقین ...
رفاقت بر مبنای تقوا ، برا خدا باشه ماندگاره ،
رفیق پولکی ، رفیق موقعیتی ، رفیق تو بحر بر و رو برو ، رفیق ......
بدرد نمیخوره
الغرض میخوای دلبر باشی ، معصیت نکن
عزیز میشی
خود خدا تضمین داده که محبتت رو تو دل مردم بندازه
ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات ، سیجعل لهم الرحمن ودا ...
اینم آیه اش ، خدا خودشو موظف میدونه که ود و محبت رو در قلب مردم بندازه
منوط به بندگی و عدم معصیت ...
برچسب:
نویسنده: سارا کاشانی